روز پنجشنبه مورخ 98/5/17 جلسه پنجم از دور بیست و ششم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی نمایندگی نیک‌آباد ویژه مسافران و همسفران با نگهبانی مسافر محمد، استادیایجنت محترم مسافر علی‌رضا و دبیری مسافر مسعود با دستور جلسه از فرمان‌برداری تا فرماندهی و تولد یک‌سالگی مرزبان محترم مسافر مجتبی رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان علیرضا هستم یک مسافر:

امروز دستور جلسه دو قسمت دارد، قسمت اول از فرمان‌برداری تا فرماندهی و قسمت دوم تولد یک سال رهایی مرزبان محترم آقا مجتبی خدا را شاکرم که یک‌بار دیگر برای تولد یک عزیزی دورهم جمع شده‌ایم،

شاید کمتر کسی فکر می‌کرد که ورود ما به کنگره به این موضوع یعنی فرمان‌برداری تا فرماندهی اختصاص داشته باشد. همه‌ی ما به بهانه‌ی ترک آمده بودیم ولی دستور جلسات به شکلی هست که ما پخته شویم تزکیه و پالایش شویم و درست زندگی کردن را یاد بگیریم یک وجه مشترکی همه‌ی ما در کنگره‌داریم و این را کسی نمی‌تواند انکار کند و آن سرپیچی از فرمان‌های الهی است همه‌ی ما از یک سری فرمان‌ها سرپیچی کردیم و از نعمت‌های خداوند سوءاستفاده کردیم مواد مخدر یا گیاه خشخاش به‌عنوان یک داروی مکمل درمان برای ما صادر شد ولی ما از آن سوءاستفاده کردیم؛ و حکم آن‌هایی که سوءاستفاده کردند به‌عنوان بدنام‌ترین افراد جامعه شناخته شدند. عاقبت سرپیچی از فرمان‌ها این است که خودمان به آن دامن می‌زنیم. وقتی این دستور جلسه برای ما بیان می‌شود میگوییم اگر ما می‌خواستیم فرمان‌بردار یا فرمانده باشیم می‌رفتیم در نظام. ما در اثر سرپیچی از فرامین الهی فرماندهی شهر وجودی خودمان را ازدست‌داده‌ایم یعنی اختیار خوابیدن، بیدار شدن، صحبت کردن و ... را ازدست‌داده‌ایم و برای به دست آوردن مجدد این فرماندهی سه پارامتر لازم است:

۱ -جسم خود را تقویت کنیم ۲ -آموزش بگیریم و باید تحت فرمان باشیم و در زمان ورود به کنگره هر آنچه راداریم پشت در کنگره بگذاریم، مقام و منصب را کنار بگذاریم. ظرف افکار و اندیشه خود را خالی کنیم و از تمام کسانی که خدمتگزار کنگره هستند و راه و روش را به ما نشان می‌دهند فرمان‌برداری کنیم اعم از کمک راهنماها، نگهبان نظم، مرزبان‌ها، مسئول آبدارخانه و ... ۳ -به یکسری کارها و ضد ارزش‌ها نه بگوییم.

روش DST یک پروسه درمانی است و صرفاً خوردن دارو در میزان خاصی نیست بلکه باید فرمان‌بردار باشیم، سی‌دی‌ها را بنویسیم، به ورزش اهمیت دهیم و به تک‌تک اعضای خدمتگزار کنگره احترام بگذاریم. یک مصرف‌کننده مواد مخدر به‌مرورزمان بدنش بی‌نظم می‌شود و خواب و خوراکش به هم می‌ریزد ولی در کنگره همه‌چیز بر اساس نظم است و با فرمان‌برداری می‌تواند کم‌کم جسم و روانش را به تعادل برساند. اگر کسی فرمان‌بردار خوبی نباشد جایگاه فرماندهی را تجربه نمی‌کند. یک سرباز زمانی خدمت به او پیشنهاد می‌شود و می‌تواند به فرماندهی برسد که منظم باشد و خدمت را به‌خوبی انجام داده باشد و به‌طورکلی گوش‌به‌فرمان باشد. اگر فرمان‌بردار نباشیم و خوب خدمت نکنیم محکوم‌به تکرار هستیم. سفری که باید ۱۰ ماه طول بکشد ۱۵ ماه طول می‌کشد. ما اینجا نمی‌آییم که فرمانده نظامی باشیم بلکه می‌خواهیم فرماندهی شهر وجودی‌مان را پس بگیریم و بتوانیم به یکسری از ضد ارزش‌ها نه بگوییم. بعد از به دست آوردن فرماندهی شهر وجودی می‌توانیم خانواده را هم تحت فرمان خود دربیاوریم، پدر و مادر خوبی باشیم و به‌تبع آن در جامعه کارفرمای خوبی باشیم و در مراودات اجتماعی درست عمل کنیممن در مشاوره به تازه واردین میگویم یک هرم را رسم کنید. اگر در رأس آن هرم خودتان باشید، زیرمجموعه شما همسر و فرزندانتان می‌باشند و می‌توانید آن‌ها را تحت فرمان خود قرار دهید. قسمت اول دستور جلسه تا همین‌جا کافی است.

 و اما قسمت دوم: تولد یک سال رهایی مرزبان محترم آقا مجتبی است و من افتخار این را داشتم که در اواخر سفر آقا مجتبی ایجنت این شعبه باشم. یکسری از افراد در سفر اول هویدا می‌شوند و می‌توانند جایگاه‌ها را لمس کنند. اگر کسی در سفر اول فرمان‌بردار خوبی نباشد نمی‌تواند به رهایی برسد و جایگاه‌های خدمتی را لمس کند اگر می‌بینید که امروز آقا مجتبی شال مرزبانی دارد به دلیل زحمات کمک راهنمایشان آقا صادق است به آقا صادق خدا قوت عرض می‌کنیم برای سفر اولی‌ها و تازه‌واردها این رهایی‌ها به‌منزله‌ی الگو است که چگونه آن‌ها سفرکرده‌اند و به رهایی رسیده‌اند. آقا مجتبی در جلسات شرکت فعال داشتند، در نشریات خدمت کردند و یک شخص پویا و کوشا بود او توانست رأی شمارا برای مرزبانی کسب کند و این نشانه‌ی زحمات خودش است همسفرش  هم در جایگاه مرزبانی خدمت می‌کنند. اگر کسی بخواهد چیزی یاد بگیرد باید ظرفش را خالی کند خواسته داشته باشد آموزش بگیرد و بدانید که این جایگاه‌ها هستند که ما را انتخاب می‌کنند این‌طور نیست که ما جایگاه را انتخاب کنیم. آقا مجتبی فرمان‌بردار خوبی بودند و با توجه به مشکلاتی که داشتند جایگاه‌های خدمتی را تجربه کردند.

من این روز قشنگ را به آقا مجتبی به همسفرشان، به کمک راهنمای همسفرشان وبِ کمک راهنمای محترم خودشان آقا صادق تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم شیرینی این رهایی و خدمت در جایگاه مرزبانی برکتی باشد برای زندگی‌شان

اعلام سفر آقا مجتبی:

 سلام دوستان مجتبی هستم مسافر؛ با ۲۷ سال تخریب آنتی ایکس تریاک، شیره و حشیش وارد کنگره شدم ۱۱ ماه و ۱۵ روز سفر کردم در لژیون اول با کمک، کمک راهنمای محترم آقا صادق، یک سال و چهل‌ویک روز است که با دستان پرتوان آقا مهندس آزاد و رها هستم و در حال حاضر در لژیون مرزبانی با کمک راهنمای عزیز آقا علیرضا

آرزوی آقا مجتبی:

من آرزو می‌کنم که هر خانه‌ای که معتاد و مصرف‌کننده در آن هست آباد شود و هر کس که معتاد است وارد کنگره شود و به درمان برسد.

آرزوی خانم زهرا: آرزو می‌کنم همه‌کسانی که مصرف‌کننده هستند به خاطر خانواده و بچه‌هایشان خواسته برای درمان داشته باشند و با یاری خداوند به درمان برسند.

صحبت‌های آقا مجتبی:

 از همه‌ی عزیزانی که من را تشویق کردند از بنیان گزار کنگره ۶۰ جناب آقای مهندس که این مکان را بنا کردند که من به درمان برسم تشکر می‌کنم از خانم آنی تشکر و قدردانی می‌کنم از آقا مهدی کمک راهنمای ویلیام و از همه‌ی مرزبانان و کسانی که در کنار آن‌ها و از آن‌ها آموزش می‌گیرم تشکر می‌کنم از همسفر خوبم که در این مسیر من را یاری کردند و من را تنها نگذاشتند تشکر می‌کنم. از کمک راهنما و اسیسنت محترم شعبه که همسفرم از او آموزش‌های زیادی را گرفتند تشکر می‌کنم و از تک‌تک شما عزیزان که در طول سفر من را یاری کردید تا به درمان برسم هم تشکر می‌کنم.

اگر کسی خواسته داشته باشد و برای درمانش تلاش کند نیروهای الهی به کمک او می‌آیند و او را یاری می‌کنند من با تخریب بسیار بالایی و با قیافه‌ی ژولیده‌ای وارد کنگره شدم من با مصرف روزانه ۹ گرم مواد وارد کنگره شدم همسفرم می‌گفت من به کنگره نمی‌آیم چون یک عده افراد معتاد آنجا جمع شده‌اند اصلاً فکرش را هم نمی‌کردیم روزی به درمان برسیم و به تعادل و حال خوش برسیم حتی تصور هم نمی‌کردم که روزی برسد که من سیگار نکشم عزیزان سعی کنید قشنگ سفر کنید من خواسته داشتم و خدا هم به من کمک کرد چه شب‌های که من گریه می‌کردم و از خداوند یاری می‌خواستم که یک راهی جلوی پایم بگذارد.

خدا را شکر راه کنگره برایم باز شد و توانستم به درمان و رهایی برسم؛ و این رهایی را مدیون کمک راهنماهای محترم و همسفرم هستم امیدوارم که همه‌ی شما هم به درمان برسید و طعم شیرین رهایی را بچشید.

اسیسنت محترم شعبه:

 سلام دوستان مریم هستم یک همسفر: من این روز زیبا را خدمت ایجنت محترم شعبه ومرزبانان محترم آقا مجتبی و خانم زهرا تبریک عرض می‌کنم و یک تبریک ویژه خدمت بنیان گذار کنگره 60 آقای مهندس دژاکام که اگر ابتکار ایشان نبود ما هرگز در این جمع و با این آرامش نمیتوانستیم در کنار یکدیگر باشیم و شاهد رهایی و تولدها باشیم و اگر ما  امروز شاهد تولد آقای مجتبی و همسفر خانم زهرا هستیم قطعا به دلیل زحمات و فرمان‌برداری آن‌هاست که امروز در این جایگاه قرار گرفتند .خانم زهرا رهجو خانم مریم لژیون چهارم بودند و چون ایشان در لژیون مرزبانی قرار گرفتند راهنمای فعلی ایشان من هستم. خانم زهرا همیشه چشم می‌گویند و به دنبال چشم فرمانبرداری هم میکنند و من واقعا لذت میبرم که در کنار ایشان خدمت میکنم من به آقای صادق راهنمای درمان مسافر مجتبی و خانم مریم راهنمای خانم زهرا تبریک عرض مینمایم و میدانم که امروز خوشحالترین افراد در بین ما هستند چون میوه انها به ثمر رسیده و در جایگاه خدمتی قرار دارند و هیچ چیزی برای راهنما خوشایندتر از این نیست که رهجویش در جایگاهها قرار بگیرد.

همسفر خانم زهرا:

 من از همه‌ی دوستان و عزیزان تشکر می‌کنم. از کمک راهنمای مسافرم، آقا صادق، از کمک راهنمای خوب خودم، از اسیسنت محترم شعبه خانم مریم، از ایجنت محترم، از مرزبانان گرامی، از قسمت oT از قسمت نشریات و همه‌ی عزیزانی که کمک کردند تا ما به تعادل و خال خوش برسیم  کمال تشکر و قدردانی رادارم.

من ۲۷ سال با یک مصرف‌کننده زندگی کردم خیلی چیزها را تحمل کردم از خیلی چیزها گذشتم خیلی صبر کردم خیلی تحمل کردم این آقا مجتبی مثل الآن نبودند و من فکر نمی‌کردم تغییر کند همیشه یا خواب بود یا در منزل نبود آن روزها همیشه به خدا گلایه و شکایت می‌کردم که چرا من؟  چرا من باید با یک مصرف‌کننده زندگی کنم. خدا را شکر می‌کنم که این راه برایمان باز شد. روزهایی که مسیر خانه تا کنگره را می‌آیم خدا را شکر می‌کنم و نمی‌دانم چه‌کار خوبی کرده‌ام که خدا مسیر کنگره را به من نشان داد. همیشه با خواسته و هدف بیایید اینجا. برای آموزش گرفتن به کنگره بیایید و آموزش‌ها را عملی کنید. سعی کنید فرمان‌بردارهای خوبی باشید و چشم بگوئید تا راه برایتان هموار شود.

همسفر محمد:

 تشکر ویژه از پدر و مادرم می‌کنم که با تلاش‌هایی که داشتند به رهایی دست پیدا کردند. از آقای مهندس، آقا صادق، آقا مهدی هم تشکر می‌کنم.


نگارش: همسفر لیلا (لژیون سوم)

تایپ: همسفر اکرم (لژیون سوم)

ارسال عکس و تنظیم: کمک راهنما همسفر مریم (لژیون چهارم)

عکاس: کمک راهنما محترم مسافر مرتضی





طبقه بندی: کارگاه های آموزشی،  تولد، 
برچسب ها: کنگره 60 نیک آباد، زندگی دوباره،  

تاریخ : جمعه 18 مرداد 1398 | 02:57 ب.ظ | نویسنده : مریم رضوانی | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.